اقتصادمان در بحران و عوارض آن

سعادت دور نیست آنرا ببینیم

مقاله ای در هفت سال پیش نوشتم به سفارش دوست ارجمند آقای زائرمیری سردبیر هفته نامه  شهر آفتاب به نام دست ما کوتاه و خرما بر نخیل که نقدی بود بر اختصاص حدود هشتصد میلیارد تومان برای حل اشتغالزایی استان توسط کارگاههای زود بازده در آن زمان که سالها بعد آمارو ارقام نشان دادند بسیار نزدیک به حقیقتهای میدانی آتی خود بود .

 به همین دلیل ایشان درخواست مقاله ای در باب پیش بینی وضعیت آتی اقتصادی استان و ارائه راه کار را داد ند  . صدالبته همه چیز به طور یقین و قطعی قابل پیش بینی نیست اما از روی علائم و شواهد به کمک اندیشه واقع بین میتوان نسبتا پیش بینی کرد .

 برای اینکه بتوان صحبت کرد باید رک و شفاف سخن گفت و خط قرمزها را بسیار دورتر برد تا شاید نظر موثری بشود گفت و تا حدودی بیشتر به حقایق در میدان عمل آتی نزدیک شد و به خود و جامعه کمک کرد. با کتمان حقایق یا بستن چشم خود برآن یا مانند کبک سر به زیر برف بردن زمان برای اقدامات پیشگیرانه از دست خواهد رفت و فرصت سوزی خواهد شد در حالی که مولا (ع) می فرماید فرصتها مانند ابرهایند می آیند و می گذرند .

اول : نکته قابل ذکر و توان و قدرت دیدن صحیح شرایط و تا حدودی پیش بینی صحیحتر وضع آتی است دیدن چیست ؟ فرض کنید من یک روستایی ( که هستم ) تاحالا تلویزیون ندیده و فقط تصاویری در حال حرکت در جعبه ای سیاه می بینم اما شما مهندس برق و الکترونیک که حتی حرکت               برق در آی سی ها و سیم ها را می بینید و یا دیدن فیلم هر سه لایه پنهان در فیلم یا سریال ( سرگرمی بیننده و اثر بخشی روی او هدف فیلم ساز و جریان سیاسی حاکم بر موضوع ) را تشخیص میدهید حتی حرکت امواج از فرستنده و گیرنده الی آخر را آیا من نا آشنا یا اینها هم همین را می بینم مانند شما ؟ حتما خیر چون اشراف ندارم اما  شما اشراف دارید اینجاست که باید تاکید کرد  من به فیلم فقط نگاه می کنم اما شما می بینید و آنرا درک می کنید حال کدام مان می تواند نسبتا اقتصاد و اشتغال آتی را به ببیند و کدامها فقط نگاه می کنند .

این موضوع امنیت پایدار آتی جامعه را نیز شکل میدهد که اگر فرصتها به طور صحیح مورد استفاده قرار گیرند و عادلانه توزیع شوند اشتغال و توزیع صحیح ثروت صورت میگیرد آنگونه که خالق خلق فرموده و تمام بزرگان توصیه فرموده اند و شعور خود ما هم میگوید دلیلی بر نا امنی نخواهد بود .

نا امنی از آنجا صورت می گیرد که سرپرست خانواری که وجدان دارد و متدین است هیچ راهی برای برآورده کردن حداقل های نیاز خانوار تحت تکفلش نمی بیند و در پیش رو ندارد ( در این شرایط دین هم از گردن اوساقط  است ) مجبوراست دست به خلاف بزند که خودبخود شرارت در پی دارد و جان خود را در خطر قرار میدهد و این نا امنی می آفریند یا حاضر می شود سرقت کند مواد ببرد آدم ربائی یا هرخطای دیگری بکند سری به قبرستانها بزنیم خسارات ناشی  از این شرایط آنجا آشکار است  در صورتی که چنانچه بتواند براحتی حداقل هایش را تامین کند او هم مانند من و شما هرگز جان و امنیت خود را به خطر نمی اندازد اینها هیچ توجیهی ندارند اما وجود دارند بخصوص ما در این شهر از آن زیاد صدمه دیده ایم اینجا ست که فرصت طلبان و خادمان به اجنبی وارد صحنه شده سوء استفاده از این افراد و شرایط می برند که می بینم حال با این شرایط چنانچه بحران عمیق تر شود و کنترل از دست خارج شود و با وضعیت دوگانه اندیشی و بعضی تضادهای ناچیز چه فرصتهایی بدست دشمنان هر دو طرف خواهد افتاد ؟

براستی آیا بهتر نیست علاوه بر مسئولین دولتی که تلاش خود را می کنند نخبگان مطلع یا نسبتا مطلع هم کمک نموده برای امنیت پایدار خود و شغلشان هم که شده دست به دست هم دهند همدلی نموده که (از همزبانی بهتر است )راهکار بیندیشند که اصل دستوردین است . آیا فرد خاطی باید فرزند ، برادر ، یا از خانواده خودمان باشد تا تکانمان دهد . اعدام یا حبس او آیا سیاست اعدام و حبس افراد کشور خسارت سه طرفه نیست ( از دست دادن منابع کار هزینه نگهداری کاهش اعتبار بین اللملی ) باید راه کارهای دیگری پیدا کنیم تا برای جامعه ایجاد امنیت با خسارات کمتر  کنیم .  روزی دزدی را نزد یکی از پیامبران الهی بردند گفتند او را مجازات کن دزدی کرده خطاب به یکی از اصحابش فرمود:فلان کارگاه داری او را به کار مشغول کن و مزدی به او بده گفتند او دزد است چگونه ؟ - فرمود آیا از مادر دزد زاده شده ؟ گفتند نه فرمود ناچار شده چون بعضی از شما بازیرکی فرصتها را از او ربوده اید و او نتوانسته و حال درمانده ، شما اورا شغل بدهید ضامن او من که دیگر هرگز دزدی نکند . زنی  را به اتهام هرزگی نزد او بردند خطاب به یکی از یارانش فرمود شنیده ام همسرت به تازگی در گذشته او را به زنی بگیر گفتند ای رسول خدا او هرزگی کرده فرمود وقتی سرپرست خود را از دست داد کدام  یک شما از او حمایت کردید یا بی اعتنا از کنارش گذشتید یا به چشم طمع در او نگرستید او چه می توانست بکند جز این اما چنانچه خانه و همسری داشته باشد شخص من ضامن او که هرگز هرزگی نکند آری همه اینها ناشی از عفریت فقر است . هشدار به همه آحاد و افراد جامعه که اگر از حالا فرصت ها را در نیابیم و خود انتقادی نکرده و این مطلب ها را آسیب شناسی نکنیم فردا دیر است

از شماره بعد دنبال خواهیم کرد مطلب را